محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

123

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

درهم و نيم ؛ مر صاف ، سه درهم ؛ حبّ الغار ده عدد ؛ وج و زعفران ، از هر يك دو درهم با عسل كف گرفته بسرشند و قدر شربت به قدر بندقه با آب گرم و ماء الاصول . [ 36 ] دواء السنه : كه به جهت « اسكندر » ترتيب يافته و چون در تمام سال استعمال مىشود ، لهذا به اين اسم مسمى گشته منقول از ذخيره و ساير كتب و از خواص او بيان نموده‌اند كه چون يك ماه خورده شود موى سفيد شده سياه مىشود و چون در تمام سال مداومت كنند جهت تقويت معده و باصره و لكنت زبان و برودت و عروق اعصاب و تقويت گرده و مثانه و باه و قوت حافظه و رفع امراض بلغمى و سوداوى و جذام و بهق و برص و بواسير و حفظ حرارت غريزى ، بىعديل است . صفت آن : پوست هليلهء كابلى ، هليلهء سياه و آمله مقشّر ، از هر يك سى و هشت درهم ؛ پوست هليلهء زرد ، پوست بليله و شونيز ، از هر يك بيست و چهار درهم ؛ فلفل سياه ، دارفلفل ، از هر يك بيست و دو درهم ؛ زنجبيل ، فلفلمويه ، نارمشك ، قاقلهء صغار ، از هر يك دوازده درهم ؛ كبار [ كبابه ] ، بلادرِ منقّى از عسل ، شش درهم ؛ بزغنج ، بيست و چهار درهم ؛ اشق ، دوازده درهم ؛ مويز منقّى ، مغز تخم خيار ، از هر يك هفت درهم ؛ نبات سفيد ، سيصد درهم ، ادويه را كوبيده ، از حرير گذارنيده با نبات سرشته ، سيصد و شصت و پنج قسمت كرده و قرص بسازند و روزى يك عدد تناول نمايند . در نسخهء ذخيره ، هليلهء زرد و [ بليله ] و بزغنج و مويز و تخم خيار ، مفقود است . و در بعضى نسخ ، اشق و شونيز به نظر نرسيده و در بعضى سعد و افسنتين رومى افزوده‌اند . [ 37 ] دواء الخطاطيف : جهت درد گلو و انواع خناق و ورم سينه و شش كه از رطوبت باشد . صفت آن : انيسون ، تخم كرفس ، نانخواه ، اذخر ، بيخ سوسن آسمانجونى ، شب يمانى ، تخم حرمل ، اصل السوسِ محكوك ، سليخه ، دارچينى ، مرّصاف و زراوند طويل ، از هر يك ، يك اوقيه ؛ اقراص اقروقومعما ، ورد يابسِ منزوع الاقماع ، از هر يك دو اوقيه ؛ قسط المر ، رماد الخطاطيفِ تازه از هر يك سه اوقيه ؛ زعفران ، يك اوقيه ؛ نشاستهء گندم ، سنبل الطيب ، ازهر يك نيم اوقيه ؛ مازوى پاكِ تازه ، ده عدد ، ادويه را كوفته و بيخته و با عسل كف گرفته بسرشند . قدر شربت به قدر مازو و با ماء العسل يا ماء الشعير يا آبى كه پخته باشند در او عدس